تبليغاتX
رد پای اشک
 
رد پای اشک هایم را بگیر تا بدانی خانهُ عاشق کجاست
 

                                                   

هيچ چيز جز ياد تو ، روياي دلاويزم نيست

هيچ جز نام تو ، حرف طرب انگيزم نيست !

عشق مي ورزم و مي سوزم و فريادم نه !

دوست مي دارم و مي خواهم و پرهيزم نيست

نور مي بينم و مي رويم و مي بالم شاد ،

شاخه مي گسترم و بيم ز پاييزم نيست

تا به گيتي دل از مهر تو لبريزم هست

کار با هستي از دغدغه لبريزم نيست

بخت آن را که شبي پاک تر از باد سحر ،

با تو ، اي غنچه ي نشکفته بياميزم نيست

تو به دادم برس اي عشق که با اين همه شوق

چاره جز آنکه به آغوش تو بگريزم نيست

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 22:3  توسط سارا (unique)  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM